صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 

 
» » » ناوچه جوشن .خاطرات بازماندگان
تبلیغات

ناوچه جوشن .خاطرات بازماندگان

توسط: Admin در 13 آبان 1392
0

آسایشگاه سینه ناوچه جوشن(علی براتی بخش ، سهراب شاهیجانی) نوروز 1367 - کمتر از یکماه قبل از غرق شدن ناوچه

 

 

 

 

انبار توپ76م م جوشن، ارشد رسته توپخانه احمدتقی منتقمی(نفر سمت چپ). سال ۱۳۶۶

 

 

بندرعباس، ناوچه جوشن و ناو کلاس سهند.(زمستان سال ۱۳۶۶)

 

آنچه از نبرد نابرابر ناوچه جوشن درروز ۲۹/۱/۶۷نوشته شده را ناخدا ملک درمصاحبه های خود کم وبیش بیان نموده است.اما خاطراتی درسینه دیگربازماندگان هست که هرگز بازگو نشده اند. لذا من سعی خواهم کرد تا اندکی از حال وهوای غریب روز قبل از درگیری وساعاتی که ناوچه درحال اسکورت نفتکشها بود را بیان کنم.
 محمد باقری آخرین شام خودرا درآغاز شب وبرخلاف همیشه بجای باشگاه.روی عرشه ودر سکوت کامل صرف کرد وسپس درمیان بهت وحیرت دیگران پس از قاشق وچنگال.بشقاب چینی خودرا هم به دریا انداخت.علت راپرسیدیم جواب داد:من که قرار نیست دیگه غذایی بخورم پس این ظرف هم بکارم نمیاد وسپس ازجای خود بلند شده و رفت.این حرکت او مثل توپ توی ناوچه صدا کرد واین درزمانی بود که جوشن باسرعتی هماهنگ با تانکرهای نفتکش و درحال اسکورت آنها بسمت لاوان حرکت میکرد واز درگیری فردا ظهر به هیچ وجه خبری نبود. روز بعد درساعت ۱۱:۴۵ دقیقه وقبل ازنهار محل جنگ اعلام شد.چند دقیقه بعد محمدباقری رادیدم که به آرامی وبدون عجله ازپله های پل پرچم وبا لبخندی برلب بالا می آید.به شوخی ومثل کسی که تعجب کرده به من نگاهی انداخت که با جلیقه نجات برتن وموشک سهند بردوش ایستاده بودم.پرسید: چه خبره؟ درجواب گفتم:سه تا ناو ودوتا هلی کوپتر امریکایی میخواهند به ما حمله کنند. با همان لبخند گفت: نترس هرچه خدا بخواد همون میشه وادامه داد: قرار بود امروز بهمراه خانواده ام توی جاده مشهد باشیم . سپس درحالی که بسمت محل جنگ خود درپاشنه ازپله ها پایین می رفت خطاب به من گفت: براتی حداقل یکی از این هلیکوپترها رو برامون بیار پایین..........و دقایقی بعداز رفتن او اولین موشک امریکایی ها به پاشنه ناوچه اصابت کرد.محمد باقری شهید وپیکر پاکش هرگز یافت نشد ولی خاطرات آن دو روز برای همه بازماندگان جاوید ماند......روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

 

ناوچه جوشن در ماموریت(در همین مکان ناواستوار محمدرضا خوشزاد ومهناویکم منصور مبارکی بشهادت رسیدند.)در تصویر بالا عباس تقوی از بازماندگان ناوچه دبده میشود.

 

 

 

 

 محل اصابت موشک اول به ناوچه و شهادت ناوبان علیرضا ولی پور وناواستوار محمدفی .مهناوییکم ناصر حسن نژاد وناواستوار کاظم شیروانی،

 

 

 

پل پرچم(محل به شهادت رسیدن فرمانده دوم زارع نعمتی و انتظامات ناوچه ماشاالله عباسپور)همچنین دو طبقه بایینتراز همین مکان پیکرمطهرناوبان ابراهیم حرآبادی و ناوبان مسعود انشایی به همراه ناوچه در اعماق خلیج فارس تا ابد آرام گرفتند.

 

 درباره حماسه ناوچه جوشن ناگفته های بسیاری وجود دارد که رشادت جاویدالاثرعلی زارع نعمتی فرمانده دوم ناوجه درروز نبرد و خصوصا یک ساعت آخرآن مثال زدنی است . ایشان درآن لحظات بحرانی با تسلط کامل همانگونه که درشان یک ایرانی باشرف و نظامی غیرتمنداست د رمواجه با دشمن به اخطار ناو سرفرماندهی از ناوگان پنجم امریکا برای عقب نشینی و یا ترک ناوچه با اقتدارپاسخ میداد.(تمام مکالمات به  انگلیسی بود واینکه گفته میشود.امریکایی ها به زبان فارسی باما گفتگو کرده واخطار دادند کذب محض است ) شهید زارع نعمتی. ضمن معرفی ما بعنوان ناوجنگی ایرانی از آنها پرسید اول خودتان را معرفی نمایید؟ ناو آمریکایی هم با اعلام شماره بدنه خود و...شروع به پاسخگویی کرداین مکالمات بوسیله بی سیم و حدود نیم ساعت بطول انجامید . همچنین درحین رد و بدل شدن پیامها و به جهت اشراف و تسلط بیشتربرای وضعیت پیش آمده مجبور بود بارها و بارها از درب کوچک پشت پل فرماندهی به عرشه پرچم تردد کندو برای  سرعت عمل بیشتر جلیقه نجات خودرا ازتن درآورده بود تا با رادارسطحی و بی سیم ازداخل پل و با دوربین چشمی ازبیرون تحرک آمریکاییها را زیرنظرداشته باشد ضمن اینکه دستورات لازم را به دیده بانها و پرسنل مسلح ناوچه میداد لازم به ذکراست که ساعت ۹ صبح به جوشن که حوالی جزیره کیش به سمت بندرعباس درحرکت بود امریه داده شد برای دفاع از سکوهای نفتی نصرو سلمان و رشادت (دراطراف جزیره سیری) تغییر مسیردهد درساعت ۱۱:۴۵ دقیقه وبارویت اولین ناو امریکایی محل جنگ اعلام شد و ساعت ۱۲:۲۰ دقیقه اولین موشک آنها به ناوچه اصابت کرد. شهید زارع نعمتی از همان صبح درحال انجام وظیفه بود. اوج فعالیت ایشان با دیدن اولین ناو امریکایی و اعلام محل جنگ قبل ازاخطارآنها شروع شدو درساعت ۱۲:۲۰ دقیقه ( پس از آنکه احمدرضا کریم زاده دیده بان ناوچه فریاد زد موشک )آخرین دستورش را که شلیک  با تمام قوا به سمت دو فروند هلیکوپترو ناو شلیک کننده موشک بود صادرکرد چند ثانبه بعد از اصابت موشک انها بود که پیکرغرقه به خون و بی جانش را در فاصله یکی دو متری خود دیدم که بصورت نشسته به دیواره عرشه پرچم تکیه داده و همچون آرش کمانگیر آرام گرفته بود . درا ین هنگام ناوچه هم آرام گرفت توگویی نبض هردو باهم از حرکت ایستاد و درساعت ۱۳ در آغوش هم و در اعماق خلیج نیلگون همیشه فارس آرامش ابدی یافتند . دراسطوره های تاریخی ایران زمین پهلوانانی بزرگ همچون سهراب و سیاوش و آرش فراوانند که به وقت کارزار با جان عزیزشان از کیان این سرزمین اهورائی دفاع کرده و خواهند کرد و من افتخارمیکنم که به مدت دو سال همرزم این اسطوره زنده بودم و با گذشت ۲۴ سال از آن روز. هر چند قلبم فشرده میشود اما از یادآوری خاطرات دوران خدمتم با شهید زارع نعمتی به خود می بالم و عمیقا احساس غروز میکنم .

 

به مناسبت ۲۹/۱/۱۳۹۱ ومراسم سالگرد شهادت پرسنل ناوچه جوشن و ناوشکن سهند و بزرگداشت بازماندگانشان

 

اهواز- علی براتی بخش

 

 

 

 

تصویر بالا شهید دریادار علی زارع نعمتی(جاویدالاثر)

 

وقتی ناوچه جوشن در ساعت سه بعدازظهر روز ۲۸/۱/۶۷ پایگاه دریایی بوشهر را برای اسکورت نفتکشها و به قصد عزیمت به بندرعباس ترک نمود.هیچکس فکرش را هم نمیکردکه فردا قراراست خلیج فارس رنگ خون به خود بگیرد......ناوهای امریکایی هم شاید هنوزدستورعملیات تخریب سکوهای نفتی ایران را تا صبح بیست و نهم دریافت نکرده بودند . چند ساعت پس از حرکت و حوالی غروب . در حالیکه جزیره خارک و بندربوشهر را درپشت سرداشتیم و در نزدیکی منطقه کلات به هرجای ناوچه که سرمیزدی همه مشغول فعالیت معمولی خود بودند اما برخلاف ماموریتهای دیگر مهمترین نکته ای که شدیدا به چشم میامد . سکوت و فضای سنگین و غیرعادی حاکم برناوچه بود. من که نگهبان پدافند بودم روی هواکشی که به آن قارچی می گفتندو درکنارتوپ پاشنه نشسته و به دریای بسیارآرام و به اصطلاح روغنی و غروب زیبای خورشید آنروز خیره شده بوده و آنقدردرخود فرورفته بودم که وقتی دستی شانه ام را لمس کرد برای لحظه ای تکان خوردم - سرم را که برگرداندم افسر توپخانه ناوچه ناوبان مسعود انشایی را دیدم .همانطور که دستش روی شانه ام قرار داشت گفت ببخشید. و به شوخی ادامه داد کجایی ؟ وقتی دید که دل و دماغ همیشگی را ندارم سر صحبت را بازکرد و با اشاره به ساحل ایران پرسید؟ فکر میکنی چقدرتا ساحل فاصله داریم. گفتم شاید هشت مایل ( درحالیکه وی افسرنگهبان بود وفاصله را تاساحل بهترازمن میدانست ) گفت شنا بلدی ؟ گفتم : بله . و پرسید اگر اتفاقی بیفته فکرمیکنی میتوانیم تا ساحل شنا کنیم ؟ گفتم بستگی دارد. اگرپای جان درمیان باشد بیشتر ازاین هم میشود شنا کرد. ازمن پرسید چرا اینقدرگرفته ای؟ یکم بخند. گفتم به چی؟ گفت نگاه کن ماه درآمده.بخند.- نگاه کردم ودیدم درحالیکه غروب خورشید کامل نشده و درهمان نزدیکی آسمان. هلال نازک ماه در افق پیداست . سپس برایم خاطره ای تعریف کرد و گفت درکودکی توی کوچه ای نزدیک منزل پدریم در شهرفسا بازی میکردم که زنی از همسایه ها به ناگاه و با عجله ازخانه اش بیرون آمد و درحالیکه دیوانه وار میخندید هردوشانه ام را گرفت و شروع کرد به تکان دادن و هی تکرارمیکرد بخند بخند . من که حسابی ترسیده بودم ازدستش فرارکرده و تامنزل دویدم . مادرم که مرا رنگ پریده و هراسان دید در آغوشم گرفت وآرامم کرد وقتی داستان را برایش تعریف کردم مادرم لبخندی زد و گفت پسرم اینجا رسم است که بادیدن ماه شب اول اگر بخندی ماه هم به رویت می خندد و تا آخر ماه غم و غصه به دلت راه پیدا نمیکند. وقتیکه خاطره شیرین ناوبان انشایی تمام شدخنده ام گرفت .  وی که خنده ی مرا دید گفت حالا شد و آهسته از پاشنه ناوچه دور شد . بعد ازرفتن او به سمت افق برگشتم و درکمال تعجب دیدم که ماه در آسمان نیست و هوا هم تاریک شده است . بعدا متوجه شدم که او مرا از پل فرماندهی دیده بود که بیحرکت و خیره به دریا نشسته ام و حدس زده که شاید روحیه ی مناسبی ندارم ( واقعا هم همینگونه بود) و سپس از روی احساس وظیفه چون هم افسرنگهبان وقت و هم افسررسته خودم بود بسمت من آمده و حرفهایی زد که امکان نداشت در حالت عادی به زبان بیاورد. این نشان میداد او هم توی حال و هوای دیگری سیرمیکرد . درضمن آن هلال - هلال شب اول ماه رمضان بود و درگیری فردا در اولین روز ماه رمضان سال شصت و هفت رخ داد. همچنین نمیدانستم وقتی که ناوبان انشایی از پاشنه درحال رفتن است آخرین باری بوده که اورامیدیدم .  هنگامی که بعداز درگیری وغرق شدن ناوچه غروب غم انگیز روز بیست ونهم فرا میرسید وما برای زنده ماندن در دریا تقلا میکردیم متوجه شدم که او هرگزنیازی به شنا کردن تا ساحل ایران را پیدا نکرده . چراکه دراتاق عملیات ناوچه بهمراه ناوبان حرآبادی با جوشن دراعماق خلیج فارس آرامش ابدی یافته و هردو جاوید الاثرشدند. از آنروز به بعد دیدن هلال اول ماه برایم معنایی دیگر دارد روحش شادو یادش گرامی باد. 

 

نوشته شده توسط .علی براتی بخش به مناسبت روز مادر (اردیبهشت سال ۹۱)  و                                                                                           تقدیم به مادران . همسران و فرزندان پرسنل نیروی دریایی و خصوصا شهدای ناوچه جوشن و ناوشکن سهند . 

 

 

شهید دریادار مسعود انشایی(جاویدالاثر)

 

 غروب  جزیره خارک.

 

 

 

 

 

 

مراسم بزرگداشت شهدا وبازماندگان ناوچه جوشن     (تهران ۲۹/۱/۹۱ تالار صدف)
ازسمت راست  ۱.حسین مصنوعی  ۲.علی براتی ۳.ناخدا عزت الهی۴.جسن پیمان ۵.امراله رضایی  ۶.احمدرضا کریم زاده

 

 

ناوشکن  یو اس اس سیمبسون (simpson) نقش اصلی را در نبرد با ناوچه جوشن ایفا کرد. این ناوشکن درسمت راست ناوچه وبا فاصله ای حدود پنج مایل وتقریبا بمدت سی وپنج دقیقه جوشن راهمراهی کرد.تمام اخطارها ومکالمات رادیویی با این ناوشکن صورت گرفت و در نهایت چهار فروند موشک از دو نوع هارپون و استاندارد شلیک نمود که همه آنها ازسمت راست به ناوچه اصابت کردند. ناوشکن  سیمبسون درسال ۱۹۸۴ ساخته شد وهم اکنون{۲۰۱۲} به عنوان واحد رزرو در کشور ایتالیا حضور دارد.

 

 

 

 

 

 

رزمناو آمریکایی یواس اس وین رایت (wain wrighte)از سمت پاشنه بعداز موشک پرانیهای سیمپسون دو فروند موشک از نوع هارپون به سمت جوشن شلیک نمود که هردو به قسمت میانی ناوچه اصابت کرد. این ناوشکن درسال ۱۹۶۶ساخته ودرسال ۱۹۹۳از رده خارج شد ودر سال ۲۰۰۲ دریک مانور دریایی در سواحل امریکا توسط زیردریایی وجنگنده های خودی مورد هدف قرار گرفته وغرق شد.

 

 

 

 

 ناو آدمیرال بیگلی (uss bagley) از رده کلاس(knox class)درسال۱۹۷۱ ساخته ودرسال ۱۹۹۲ از رده خدمت خارج شد.درسال ۱۹۷۳ درجنگ  میان اعراب واسراعیل (یوم کپور) از ترس عکس العمل اتحاد جماهیر شوروی در دریای مدیترانه حضور داشت ونهایتا درسال ۱۹۹۹بعنوان آهن قراضه وبرای بازیافت فروخته شد.

 

این رزم ناو در روز درگیری درواقع بعداز ناوشکن سیمپسون دومین واحدی بود که بسمت ناوچه موشک هارپون شلیک نمود اما درفاصله بسیار کمی از برد راست جوشن به آب برخورد کرد.علت انحراف آن می تواند اغتشاشات ناشی از انفجار مهمات روی عرشه ویا کم عرض بودن ناوچه باشد.

 

برای اینکه درک بهتری ازجغرافیای درگیری بدست آید باید گفت:رزمناو بیگلی درست روبری ناوچه وسمت سینه...ناوشکن سیمپسون درسمت راست.....وناوشکن وین رایت درپشت سر وعقب جوشن ونهایتا درسمت چپ. جزیره سیری با سیزده مایل فاصله قرار داشتند...بعداز اینکه ناوچه جوشن مورد اصابت شش فروند موشک قرار گرفت. دود سیاه وغلیظی که از موتورخانه .آسمان رافرا گرفته بود کم کم فروکش کرد. هرچند ناوچه اندکی از تعادل خارج وبسمت چپ کج شده واز حرکت ایستاده بود.اما درکمال تعجب ما ونیروهای امریکایی.ناوچه هنوز خود راپایدار نشان میداد.سپس با آتشبار سنگین توپخانه ناوگروه امریکایی چارلی وبا توپهای ۷۶ میلیمتری و پنج اینچ وهرکدام بنوبت.جمعا بیش از دویست گلوله شلیک نمودند که اکثرا به ناوچه اصابت کرد. این بارموتورخانه دچارآب گرفتگی شده و از سمت پاشنه شروع به پایین رفتن کرد. سینه ی آن کم کم بالا آمده و شروع به ایستادن نمود و بعداز دقایقی کاملا عمودی شد.و درحین پایین رفتن شروع به چرخیدن به دور خود کرد وقتی انبارو توپ ۷۶ داشت دردریا فرو میرفت انفجارمهیبی به وقوع پیوست که دود سفید و پرحجمی از آب بیرون زد . بعدازانفجارسرعت پایین رفتن ناوچه کمی بیشترشدو درنهایت میله پرچم سینه آخرین قسمتی بود که بازماندگان دیدند . پیکرمطهرناواستوار باقری که با اصابت اولین موشک شهید شد درون موتورخانه . پیکرهای ناوبان حرآبادی و ناوبان انشائی که تا قبل ازانفجارانبارتوپ ۷۶ هنوز زنده و دراتاق عملیات محبوس شده بودند به همراه ناوچه پایین رفتند. پیکرناوسروان زارع نعمتی و ناواستوار خوشزاد برروی عرشه ناوچه و بهمراه آن دراعماق خلیج فارس برای همیشه آرمیدند . همچنین با جستجوی یگان هوادریا طی ۲۴ ساعت بعد.  پیکرشهدای دیگر توسط هاورکرافت (هواناو) به جزیره سیری انتقال یافتند. 

 

 

ناوهواپیمابر اتمی اینترپرایز (USS ENTERPRISE) بزرگترین ناوهواپیمابرجهان است که درسال ۱۹۶۱ تحویل نیروی دریایی امریکا شد. قوای پیشرانه آن از هشت رآکتور هسته ای بدست می آید.وزنش حدود نود هزار تن بوده ودارای پنج هزار پرسنل ازجمله دویست وپنجاه خلبان است وقابلیت حمل هشتادوپنج فروند انواع هواپیما وجنگنده را در چهار طبقه دارد. این ناو قرار است در سال ۲۰۱۳ بازنشسته شود.       

 

اینترپرایز در روز درگیری با ایران نقش یک پایگاه هوایی متحرک را درخلیج فارس ایفا می کرد. جنگنده های F.14 و F-18 این هواپیمابر بیش از ۱۶۰ سورتی پرواز برفراز آسمان منطقه انجام دادند که شامل پوشش هوایی و رهگیری پرواز احتمالی جنگنده های ایران می شد. درصبح روز ۲۹/۱/۶۷ از طرف ناوگان پنجم.پیام اخطار شدیدی به پایگاه نهم هوایی بندرعباس داده میشود به این مضمون که با هرگونه تحرک ازجانب جنگنده های ایرانی کوبنده برخوردخواهدشد.البته همین اخطاررا هم به منطقه یکم دریایی دادندو از آنجاییکه ساعاتی بعدسکوهای نفتی مورد حمله قرارگرفت نیروی دریایی ایران مجبور به نشان دادن عکس العمل شدکه چگونگی آنرا همه میدانند.ظهرهمانروز نیروی هوایی ایران یک فروند فانتوم F.4 را روی باند میفرستد که با اخطار امریکاییها به آشیانه خود بازمیگردد. و درآنروز هیچ پرواز دیگری از سوی پایگاه هوایی بندرعباس انجام نمیگیرد. اینترپرایزکه آسمان منطقه را خالی وبی دفاع می بیند با به پرواز درآوردن بمب افکنهای A.6E درحوالی جزیره لارک ناوشکن سهند را مورد هدف قرارداده و آنرا شدیدا بمباران میکنند . پس ازغرق کردن ناجوانمردانه سهند به سمت ناوشکن سبلان که نزدیک جزیره قشم درحرکت بود حمله ور شده و اولین موشک خود را شلیک کردند که به نزدیکی خط آبخور و وسط ناوشکن سبلان اصابت میکند سپس دستورتوقف عملیات از سوی کاخ سفید وشخص ریگان صادر میشود . لازم به ذکر است درفیلمی که اخیرا ازعملیات آنروز به نام (دعای آخوندک) روی سایتهای اینترنتی پخش شده . نکته ظریفی وجود دارد. درصحنه ای ازفیلم یکنفر ازپرسنل توپخانه دیده میشودکه در راهروی کناری عرشه ناو امریکایی ایستاده و بایک قبضه موشک دوش پرتاب استینگر  به سمت آسمان نگاه میکند. کسانیکه عملکرد وقابلیت این نوع موشک و مشابه روسی آن سام هفت یاسهند خودمان را میشناسند بخوبی میدانندکه مناسبترین کاربرد برای این موشکها در روی خشکی است . آنهم علیه هلیکوپتر یا هواپیماهائی با سرعت کم .درباره استفاده ازآن برروی واحدهای شناور و محدودیتهایش همیشه مناقشه وجود داشته است اماسئوال مهم این است که امریکاییها به چه علتی با آنهمه سلاح تهاجمی و پدافندی و تجهیزات کنترل آتش و انواع و اقسام سیستمهای فوق سری و ...... بازهم قصد استفاده از این موشک ضد هوایی با برد کوتاه را داشتند . ازسمت ایران هلیکوپترهای کبرای هوانیروز در منطقه اصلا حضور نداشتند . نیروی هوایی ما هم که آنروز هیچگونه پروازی انجام نداد آِیا قصدشان زدن هلیکوپتر هوادریایی بود که درحال نجات پرسنل ناوچه جوشن در منطقه پرواز میکرد؟   

 

آخرین ومهمترین سوال این است که چرا نیروی هوایی ما. درآن روز سرنوشت ساز. برادر دریایی اش را بدون پوشش هوایی وتنها گذاشت؟  

 

 

نجات بازماندگان ناوچه جوشن توسط یگان هوادریا یک عملیات متحورانه و انتحاری بود.

 

در ساعت ۸:۳۰ صبح روز ۲۹/۱/۶۷ ناوگروه امریکایی موسوم به چارلی بپرسنل روی سکوهای نفتی حوزه سیری اخطار میدهد که سریعا محل را تخلیه کنند. پرسنل شرکت نفتی سوار قایقهای نجات شده واز محل دور میشوند اما پرسنل جان برکف نیروی دریایی خودرا آماده درگیری کرده وبا مهاجمان به مبادله آتش می پردازند. امریکایی ها توسط هلیکوپترهای کبری وبلاک هاوک وسپس تکاوران خود . سکوهای ایرانی را مورد تهاجم سنگین قراردادند این درگیری منجر به شهادت و مجروحیت تعدادی از تفنگداران دریایی ایران شد.درساعت ۹صبح یک فروند هلیکوپترسیکورسکی ویک فروند هاورکرافت (هواناو) ازیگان هوادریا و بندرعباس برای کمک به بازماندگان و یافتن شهدابه سمت محل درگیری گسیل میشوند درحوالی ساعت ۱۱:۳۰ آنها همزمان با ناوچه موشک اندازجوشن به منطقه میرسند که با اخطارناوگروه چارلی مواجه شده و ازآنجاییکه یگانهای هوادریا غیرمسلح بودند و با کسب اجازه ازپست فرماندهی منطقه یکم روی خاک جزیره سیری فرود آمدند. بعدازحدود۲ ساعت که صدای انفجارهای مهیب و پشت سرهم ازسمت جنوب جزیره و درون دریا به گوش میرسید یکی ازخلبانان به سوی واحد خود رفته و بیسیم را روشن میکند و هنگامیکه متوجه میشود ناوچه جوشن طی درگیری غرق شده و بازماندگان نیازفوری به امداد و درمان دارندبا خلبانان دیگرمشورت کرده و تصمیم میگیرند دل را به دریا بزنند سپس واحدهای خودرا روشن کرده و با سرعت به جستجوی بازماندگان و شهدای ناوچه جوشن می شتابند . وقتی به صحنه درگیری رسیدند تمام ناوگروه آمریکایی چارلی نظاره گر ماجرا بودند (ناوشکن های سیمپسون - وین رایت ـ  ناو آدمیرال بیگلی و ناو آبی خاکی ترنتون ـ بهمراه تکاواران گروه سیل ـ هلیکوپترهای کبری وبلک هاوک)خلبانان و خدمه پرواز دلاورنیروی دریایی شروع به جمع آوری پیکرشهدا و بازماندگان مجروح جوشن نمودند . برای سرعت عمل بیشتر هلیکوپتر که ارتفاع بالاتر و دید بیشتری داشت بالای سرهرکدام از پرسنلی که پیدا میکرد می ایستاد تا هاورکرافت بهتر رد آنها را برای نجاتشان بگیرد. درنهایت تاقبل ازتاریکی هوا بجز دو نفرموفق به یافتن همه بازماندگان از دریای متلاطم آنروزشدند. درضمن اکیپی ازپزشکان و بهیاران درون هواناو وجود داشت که به درمان و پانسمان مجروحان میپرداختند . هنگامیکه مجروحان را به جزیره سیری رساندندهوا تاریک شده بود درآنجا یک فروند فرندشیپ (فوکرF.27)مجروحان را سوارکرد و درحالیکه فرودگاه جزیره فاقد امکانات کمک ناوبری و تجهیزات پرواز درشب بود . خلبان وقتی وضعیت وخیم بازماندگان راکه اکثرا نیاز به جراحی داشتند با چشم خود دید تصمیمی برخلاف آموزشهای استاندارد پرواز ولی انسانی گرفت . وی اعلام کرد به حول وقوه الهی اززمین بلند میشویم . لازم به ذکر است که به علت تعداد زیاد مجروحان . هواپیما با اضافه وزن مواجه شده بود .خلبان فرندشیپ درکمال شجاعت و باتمام نیروی ممکن هواپیمارا اززمین بلندکرد و درساعت ۱۲ شب درفرودگاه بندرعباس فرود آمد . اگر سرعت عمل . غیرت و ازخودگذشتگی و تصمیم های به موقع خلبانان دلاور نیروی دریایی درآنروز سرنوشت سازنبود خدا میداند که چندنفراز بازماندگان ناوچه درون دریا گم شده و یا داخل جزیره به علت نبود امکانات درمانی و تخصصی و نداشتن بیمارستان شهید میشدند.آنروز را بایدنماد اتحاد. همبستگی و ازخود گذشتگی برای حفظ کیان ایران زمین در نیروی دریایی ارتش نامید.

 

درود و سپاس فراوان به غیرت و انسانیت همه خلبانان .خدمه پرواز. پزشکان . و بهیاران گمنامی که بجای ترس ازجان خود به فکر نجات جان همقطاران خود بودند. 

 

نوشته شده توسط: علی براتی بخش وتقدیم آن به غیورمردان یگان هوادریای نداجا

 

 

گروهان 7 در اردوی رودبار - لوشان.(سال 1364)

 

 

 

 

رشت - سبزه میدان. (سال 1363)

 

 

 بندر انزلی پادگان غازیان(سال ۱۳۶۴)

 

 

 

 

فرمانده گردان 88 - تکاور کلاه سبز(اس بی اس) ناخدا صالحی.

 


 

نمای پالایشگاه آبادان از اروند رود(۱۳۷۲)

 

 

احمدرضا کریم زاده دوسال پس ازمجروحیت درحال درمان(بیمارستانی در آلمان)

 

 

 

 

بازماندگان- ازراست ۱.حسین مصنویی ۲.جهانبحش جلیلی ۳.عباس صادقی ۴.احمدرضا کریم زاده و  صدر مقدم

 

 

 

 

 ایستاده از راست ۱-شهید منصور مبارکی( ازشهدای جوشن)ونفرسوم جانباز احمدرضاکریم زاده درمحل پایگاه رشت اسفند ۱۳۶۴

 

 

محمد و علی سلیمانی - محله کلگه مسجدسلیمان - (سال1355)

 

 

 

 

دژبان نیروی دریایی شاهنشاهی .آبادان سال 1338 (پدر نویسنده وبلاگ)

 

 

 

اروند رود - ساحل جزیره مینو (سال 1372)

 

 

تقدیم به همه کسانیکه در راه ایران زمین .مردانه جنگیدند و آنهاییکه قهرمانانه شهید شدند .

 

توجه: نویسنده سعی نموده باذکر گوشه ای ازتاریخ جنگ وشرح وقایع ۲۹ فروردین سال۶۷ از شهدا .بازماندگان وناجیان شجاع آنها در آن روز سرنوشت ساز تجلیل کرده باشد. همچنین این وبلاگ را به همه وطن دوستان.خصوصا. رزمندگان ونظامیان (بدون توجه به رتبه ودرجه. رنگ لباس وسمت شغلی) ودر هرجای ایران زمین تقدیم میکند.لذا استفاده از تصاویر ومطالب آن بشرط ذکر منبع واسم نویسنده کاملا آزاد است.

 

(همه مطالب وتصاویر این وبلاگ توسط علی براتی بخش از بازماندگان ناوچه همیشه جاوید جوشن تهیه وبه رشته تحریر درامده است)

 

با کلیک روی کلمه (نظر) در پایین صفجه می توانید نظرات خود را ارسال وبرای نمایش عموم ثبت کنید. 

 

((برای مشاهده عکس ها در اندازه های واقعی بر روی آنها کلیک کنید))

 

منابع : آرشیو ملی نیروی دریایی ایالات متحده             NAVAL HISTORICAL CENTER

 

OPERATION PRAYING MANTIS & WIKIMEDIA - WIKIPEDIA.ENG - US NAVAL BOOK

 

وحضور نویسنده در روز درگیری. همچنین گفتگو با دیگربازماندگان ناوچه موشک انداز جوشن  و ناوشکن سهند. 


تگ‌ها: ناوشکن جوشن, خاطرات ناوچه ی جوشن, عکس های ناوچه جوشن, نبرد ناوچه جوشن با ناو آمریکایی

بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.
ck, Gucci, آموزش مهارت, ابزار كاربردي, اسپری موبر کارینا, تصاویر جالب, تصاویر جالب و دیدنی, تصاویر خنده دار, تصاویر دیدنی, تصاویر زیبا, تصاویر زیبا و دیدنی, تیما, جدیدترین عکس های سلنا گومز, حیات وحش, حیوان, حیوانات, خرید ساعت, خرید ساعت ck, خرید ساعت دیواری, خرید پستی هدفون TDK تی دی کا, خرید پستی هدفون بتیس مدل لیدی گاگا, خنده, خنده دار, دختر, رمان, رمان آدم دزدی به بهانه ی عشق, رمان آقای مغرور خانم لجباز, رمان ببار بارون, رمان روزای بارونی, رمان نگرانت میشم, رمان هیاهوی بسیار برای هیچ, ساعت ck, ساعت دیواری فانتزی, ساعت سی کا, ساعت فانتزی, ساعت های دیواری, سلنا گومز در 2013, طبیعت, عکس, عکس 2013, عکس جالب, عکس جالب و خنده دار, عکس جالب و دیدنی, عکس خنده دار, عکس خنده دار 2013, عکس دیدنی, عکس زیبا, عکس طبیعت, عکس فوق العاده, عکس های جدید سلنا گومز در 2013, عکس های سلنا گومز در 2013, ماشین, مدل ساعت دیواری, هالیوود, هنرمندان خارجی, وسايل بازي, چای سبز, چای سبز لاغری تیما, چای لاغری, گوچی

نمایش تمامی تگ ها
 

محسن باکس